الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧ - حرف الف
البته معلوم باشد غير از حروف ياد شده بسا اسماء و افعال را نيز در اين باب متعرض شدهايم زيرا حاجت ما را به آن كشانده است.
حرف الف
الف مفرد و تنها بر دو قسم است:
١- آنكه حرف بوده و از آن در نداء قريب استفاده ميشود مانند قول امرء القيس:
|
أفاطم مهلا بعض هذا التّدلل |
و ان كنت قد ازمعت صرمى فاجملى |
يعنى: اى فاطمه واگذار پارهاى از اين ناز و كرشمه را اگر قصدت قطع الفت با من است، پس در جدائى از من به نيكوئى رفتار نما.
شاهد در « همزه » أفاطم است كه براى نداء قريب آمده.
ابن خبّاز نحوى از استادش نقل كرده كه همزه براى نداء متوسّط آمده و حرفى كه از آن در نداء قريب استفاده ميشود « يا » مىباشد.
ولى اين كلام با اجماع علماء علم ادب مخالف است.
٢- آنكه حرف بوده و براى استفهام مىباشد.
ماهيت و حقيقت استفهام طلب فهم و درك است مانند:
أزيد قائم (آيا زيد ايستاده است).
شاهد در « همزه » بوده كه براى استفهام و طلب فهم آمده.
و هردو وجه در قرائت حرميّين تجويز شده است.
أمن هو قانت آناء الليل ( چه كسى در لحظات شب به خواندن قنوت مىايستد).
شاهد در « همزه » است كه برخى آنرا براى نداء قريب و بعضى ديگر براى استفهام دانستهاند.
البته اينكه همزه در آيه شريفه براى نداء باشد قول فراء است.